تبليغاتX
غریبانه
سراب نوشان
بزودی با کلی تغیرات میام قول می دم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 20:32  توسط فریفته | 

بازهم یلدایی آمد

و از پس آن یلدا های دگر

حیف... 


امشب شب یلداست

میدوونین چی امشب رو مهم می کنه شاید هرکی یه جوابی داشته باشه  شاید ساده ترین جواب هر کسی خاطرات باشه

بهترین شبه واسه جم کردن خاطرات

یا شاید مورورشون

اما این شب یلدا واسه من یه فرق بزرگ داره

فرق اینکه باید از رویا بیام بیرون

آره تو دیگه ...

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 19:42  توسط فریفته | 

یه روز از روزای خدا تو رو خواب دیدم

تورو خواب دیدم جونمم واست میدم

این روزگار لعنتی انتقام سخته

هنوز گلای که بهم دادی لب تخته

من تو زندون همین دنیا گیرم

میگی سخت نگیرم منم ازدست میرم

عادت به دوریت غیرممکنه میدونی؟

باید ازتبخوام که پیشم بمونی؟

تنهام نزاری    عشقم بمونی     تو نگام بخونی

که دوست دارم   یکی مثل من

گفتم همینه پاره جون و تن

کم کم اومدی شدی پری قصه هام

حتی لحضه ای نمیری از جلوچشام

میخوام جداازغمای قدیمت کنم

بیاجلو ترانم رو تقدیمت کنم

بهت گفتم نرو وقتی که میری

 تو تنها میشی تنها میمیری

باز میشینی پیش غم تهی قلبم

من تنها با غمها میمیرم

هنوزرنگ چشات توی ذهنمه

پس ملومه کنارم بودنت کمه

بدون تمام یادگاریات پیشمه

تابوده عشق تو بوده که ریشمه

پس بیاغمارو بزنیم کنار

میدونی که خستم ازانتظار

جون من بزار یه نگات کنم

اگه دوست داری جونم رو فدات کنم

قسم خوردم ولی چشماتو بستی

تو دنیای ناباوریهات نشستی

بااین ترانه دنیافهمید عشقمی

ببین شعرم ببین چقد واسش کمی

میتونی بهش بگی واسش غمی

چون دنیا خاطرات خوبو رد کرده

مثل کوه شده روبروم سد کرده

بزا حرفامو بزنم یک باره

تموم خاطراتم رنگ خوب داره

این دل منه که یه آرزوی دور داره

اونم عشق تو مگه زور داره

خیس شده کاغذم اینو بدون

حالا تو هم بیا با من بخون

بهم گفتی نرو وقتی که میری

تو تنها میشی تنها میمیری

باز میشینی پیش غم تهی قلبم

من تنها با غمها میمیرم

حالا دیگه این کلام آخره

باورم شده عشق تو یه باوره

دوست داشتن مثل توی قصهه هاست

نه اون دروغا قصه های راست راست

نه مثل اونای که یکی خواست یکی نخواست

دوستدارم عشقمون مثل آدم و حواست

رویا هام با دنیام فرق داره

میخوام زندگی کنم اگه غم بزاره

نزا مثل همه عشقا جدا شیم

ببین عشق کجاست و ما کجاشیم


سلام دوستای خوبم

ببخشید که چندمدت نبودم بشدت درگیربودم اما فک میکنم با خبری که میخوام بهتون بدم جبران شه

دو تا از نوشته هام رو خوندن

منماین چندمدتدرگیراین دوتا تراک بودم

اولیش رو اینجا نوشتم دومیش روهم هفته دیگه

آخه اگه دوتاش بود همین دو نفری هم که تا اینجارو خوندن هم نمی خوندن


برای دانلود  اینجارو کلیک کنید 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 18:52  توسط فریفته | 
بایگانی
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 13:50  توسط فریفته | 

و اینگونه است

چشمانت بر محرم ترین حرام شد

و بر گلوله بی رنگ چشمانش مهری را لاک زدند

و دگر هیچ چیز برای تماشا نیست

مهر ممنوع

چگونه می شود

چه می شود مرا

و چه شد با تو

حاصل آنهمه احساس که عشقش می خواندی

همین غم در نگاه است وباز

مهر ممنوع

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 1:7  توسط فریفته | 

به تقدس چشمانت زیباست یادت

بپزیر از صدایی لرزان  مبارک روز میلادت

هنوز هم هست برترین روز عالم

چه عالی بود بودن با تو در خیالم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 18:6  توسط فریفته | 

می گن شب تولد هر چی از خدا بخای بهت میده

خدایا تو که خوب می دونی من ازت چی می خوام...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 21:12  توسط فریفته | 

دیشب شب یلدا بود

در رویا به اندازه مجموع تمام یلدا بوسه های هر سال بوسیدمت

و هر سال این کار را خوا هم کرد

که میداند به اندازه تمام این بوسه ها دوستت دارم؟

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 18:11  توسط فریفته | 

امشب شب یلداست

واسه خیلی ها یه شب خوبه وشایدمواسه خیلی ها یه شب قشنگ

اما همیشه واسه من یه شب مقدس بوده

اگه باورتون نمیشه همین صفحه رو برین پایین یک غریبه بر دار

   ((اوست بر ایمان به شبی که میان است زمستان و خزان....))

ارزوی بهترین هارو دارم واسه همیشه بهترینم وا آرزو های خوبی هم واسه سایرین

بیخیال

خیابان خالی

غریبی باز هم در حسرت

سرما به اندازه تمام اسارتش در تنهایی سوزاننده است

یلداست

پس زمستان در خیابان دیده خواهد شد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 16:8  توسط فریفته | 

پاک سازی شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 15:52  توسط فریفته | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به نام او
نمیدونم کسی میتونه متوجه شه یا نه وقتی شلیک اعصاب به شکل کلمات ودر قالب جمله میگنجه اون وقته که یکی مثل من به ارزش جملات فکر نمکنه
مینویسه از او و تنها برای او
یاهو

نوشته های پیشین
تیر 1387
آذر 1386
مرداد 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
آذر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
پیوندها
خانومی.همه کسم.سراب
یه داداش واقعی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان